پربیننده ترین

کد مطلب: 12546
تاریخ انتشار : 1396-04-25 23:04
مصطفی ظاهری
چرا می گوییم، IPC نه ؟
در حالی زنگنه علت روی آوردن وزارتخانه اش به قراردادهای جدید نفتی را ایجاد جذابیت در این قراردادها عنوان می کند که بسیاری از شرکت های E&P خارجی با همان مدل قراردادی قبلی (بیع متقابل) حاضر به حضور در ایران و سرمایه گذاری در صنعت نفت هستند، اما تحریم های بجا مانده از برجام که بخاطر کم دقتی و عدم تخصص لازم در تیم دیپلماسی هسته ای کشور صورت پذیرفته، مانع از این حضور و سرمایه گذاری شده است.

به گزارش سیروان نوین، در پسابرجام همچنان تحریم U-Turn وجود دارد و ایران از استفاده از چرخه دلاری منع شده است و این موجب شده تا عملا امکان انتقال پول به ایران وجود نداشته باشد. به عبارتی باید گفت، مشکل از IPC یا بیع متقابل نیست، مشکل از عدم امکان انتقال دلار به داخل کشور است. آدام ژوبین در ۱۳ مرداد (۵ آگوست) ۱۵ روز بعد از جمع‌بندی توافق جامع در مجلس سنا گفته بود: «بانک‌های ایرانی قادر نخواهند بود تا دلار آمریکا را از طریق نیویورک تمیز(clear)کنند».

دلار هرچند ارز ملی آمریکاست اما در حال حاضر یک کارکرد جهانی داشته و وقتی نظام بانکی یک کشور اجازه استفاده از آن را ندارد و این مشکلات اقتصادی در ابعاد بین‌المللی برای کشور ایجاد نموده است. مسعود درخشان،اقتصاد دان و موسس رشته قراردادهای نفتی هم معتقد است که قراردادهای جدید هیچگاه عملی نخواهد شد، چرا که این امکان بخاطر تحریم دلاری از سوی شرکت های خارجی میسر نیست و از آنجا که چنین مساله ای در IPC پیش بینی نشده است، عملا منجر به وجود یک قرارداد باز بدون انجام خواهد شد. از یک سو شرکت های خارجی بهانه عدم امکان انتقال ارز به داخل کشور را خواهند داشت و با این بهانه، قرارداد را وارد فاز عملیاتی نمی کنند.

هم اکنون کشور با قراردادهایی مواجهه است که تا نیم قرن، استقلال نفتی را زیر سوال می برد. در IPC مجموع امتیازاتی که به شرکت E&P خارجی داده می شود بسیار بیشتر از قرارداد بیع متقابع است و این امتیاز بیشتر، برای میادین خشکی کشور همچون آزادگان که برداشت نفت در آن ها آسان است، غیر ضروری می باشد و اگر نیاز به اعطای امتیاز بیشتر باشد، این امر می بایست در میادین آبی کشور مشترک کشور همچون فرزاد A و B صورت گیرد؛ چرا که سعودی ها سال هاست که از این میدان برداشت می کنند و شرکت های داخلی هم تکنولوژی برداشت از این میدان را ندارند.

از سوی دیگر، بخش بزرگی مبالغ تعیینی از سوی شرکت های خارجی همچون توتال، شل و بی پی و ... برای طرح های توسعه ای نفتی و گازی کشور، بخاطر برندشان است، در حالیکه در کشور شرکت های قوی ای همچون پرشیا دارای سوابق درخشان در همین زمینه کاری هستند. از منظری دیگر هیچ اعتمادی به شرکت های خارجی نیست، چرا که شرکتی همچون توتال 20 سال قبل با اعطای رشوه وارد ایران شد و در نهایت بدون انجام کاری، پروژه را رها کرد و از کشور خارج شد.

همچنین در پاسخ به این سوال که آیا قراردادهای بیع متقابل، قراردادهای بی عیب و نقصی بودند؟ یا خیر باید جواب منفی داد و گفت، آنها هم معایبی را داشتند. اصلی عیب آنها عدم انعطاف پذیری بوده است، بطوریکه می توان طرح اولیه میدان دارخوین هزینه 500 میلیون دلاری را در برداشت و بعدا معلوم شد که این میدان نفت ترش دارد. شرکت ایتالیایی انی که مجری طرح بود، مجبور به تغییر کلیه نقشه ها، تجهیزات حفاری و استخراج، فناوری های مورد استفاده و روش انتقال شد و این خود هزینه طرح را از 500 میلیون دلار به یک و نیم میلیارد دلار افزایش داد و بخاطر همین افزایش هزینه، بدلیل عدم انعطاف قرارداد بیع متقابل، سال ها میان وزارت نفت و شرکت انی  اختلاف نظر وجود داشت؛ اما  این مسئله، بهانه ای نمی شود تا بجای اصلاح آن، الگوی جدیدی که تدوین کنیم که بجای رفع عدم انعطاف، به جذابیت بیش از اندازه می پردازد. جذابتی بسیار فراتر از الگوی Product Sharing کشورهای حاشیه خلیج فارس.

یکی از مسائل بسیار مهمی که در IPC به آن توجه نشده و باعث ایجاد خسارت بزرگ به کشور خواهد شد، تضمین برداشت در بازه زمانی کل قرارداد است. فرض کنید میدان نفتی ای را به یک شرکت E&P خارجی برای توسعه واگذار می کنیم. میدانی که هم اکنون 400 هزار بشکه در روز از آن نفت استخراج می شود و در طرح توسعه بناست که به 700 هزار بشکه برسد. بازه زمانی قرارداد هم 25 سال است. سوال اینجاست که آیا آن شرکت خارجی متعهد به برداشت 700 هزار بشکه در روز به مدت 25 سال می گردد؟ پاسخ خیر است. در IPC هیج تعهدی به برداشت در بازه زمانی کل قرارداد وجود ندارد. حال اینکه چرا در این مدل قراردادی شرکت خارجی متعهد به این اصل نمی گردد، پشت پرده ای دارد که در ادامه از نظر می گذرد.

به طور کلی شرکت های اکتشاف و تولید نفت و گاز خارجی بدنبال منافع زیاد ولی کوتاه مدت هستند و این در تضاد اهداف کشورهاست. چرا که کشورها به دنبال منافع زیاد ولی بلند مدت هستند. برای کشورها این مهم است که چاه ها و میادین نفتی و گازی آنها عمر بلند مدت داشته باشند و برای برداشت بلند مدت از یک میدان نفتی نیاز به برداشت صیانتی از آن خواهد بود. نیاز به تزریق گاز به جای آب خواهد بود. این مساله ای است که هیچ اهمیتی برای شرکت های خارجی ندارد. آنها به دنبال این هستند در کوتاه ترین زمان ممکن، بیشترین سود را داشته باشند و به سراغ پروژه های دیگر روند. امتیاز بزرگی که IPC به شرکت های E&P خارجی داده است، تامین بیشترین سود در کوتاه ترین زمان ممکن است و این به نابودی میادین نفتی و گازی کشور می انجامد. از سوی دیگر باید گفت که میدان نفتی همجون یک موجود زنده است و امکان تغییر رفتار در میادین نفتی در همه جای دنیا وجود دارد و در IPC، وزارت نفت تضمین می کند که در صورتی که میدان نفتی تغییر رفتار داد و سود آن شرکت مطابق پیش بینی های اولیه نبود، میدان دیگری از سوی ایران به وی عطا می شود. مسئله ای که در هیچ یک از قراردادهای نفتی دنیا دیده نشده و امتیاز بسیار بزرگی به آن شرکت خارجی خواهد بود.

سیاست های استخراج شرکت خارجی که بدلیل محرمانگی از دید وزارت نفت خارج است، موجب تغییر رفتار میادین نفتی خواهد شد و این خود زمینه و بستر را برای چپاول نفتی کشور را از سوی آن ها فراهم می کند.

اما در همین ایران اسلامی شرکتی همچون پرشیا در صنعت نفت است که در میدان مشترک یاران در مرز ایران و عراق فعالیت دارد و آخرین چاه هایش چسبیده به پاسگاه مرزی عراق است، تحت همین قرار دادهای بیع متقابل پروژه 650 میلیون دلاری را با 580 میلیون دلار انجام داد منابع مالی را هم خودش تامین کرد. با این وجود ژنرال های نفتی اصرار بر دادن پروژه های نفتی به شرکتی همجون توتال فرانسه را دارند که سوابقی تاسف بار را در 20 سال گذشته در ایران داشته اند.

منبع: رجا نیوز

برچسب‌ها: 
ارسال نظر

نظرشما

آخرین عناوین