کد مطلب: 16100
تاریخ انتشار : 1397-07-23 09:12
با گذشت بیش از ربع قرن، هنوز پیشرفتی در آبادانی لومار حاصل نشده و این شهر همانند بیماری شده که اوضاعش روز به روز در حال وخیم تر شدن است.

به گزارش سیروان نوین، از شهرشدن لومار بیش از بیست و پنج سال می گذرد و در این ربع قرن، این شهر، مسئولان بسیاری را به خود دیده است؛ مسئولانی که هر کدام با رویکردی متفاوت در بهبود اوضاع شهر و ترقی و توسعه آن گام برداشتند. یکی بزرگترین پارک جنگلی استان را برایمان ساخت، دیگری ساختمان مجلل شهرداری را برایمان بنا نهاد و آن یکی، تمام وقت خود را در اتمام بلوار شهر که برای خود اثری باستانی شده بود گذاشت؛ و خیلی کارهای دیگر از این دست.

 اما به خوبی می دانیم که علی رغم این تلاش ها و اقدامات، متاسفانه پیشرفت چندانی در آبادانی لومار حاصل نشده و این شهر همانند بیماری شده که اوضاعش روز به روز در حال وخیم تر شدن است. هر تازه واردی که به شهر بیاید به خوبی محرومیت و مشکلات این شهر را به وضوح مشاهده خواهد کرد. مقایسه آن اقدامات انجام شده و این اوضاع کنونی حاکم بر شهر، انسان را هاج و واج می کند که چرا علی رغم اقدامات گذشته نه تنها اوضاع شهر بهتر نشده بلکه روز به روز در حال بدتر شدن است؟

 در پاسخ به این سئوال مهم و حیاتی دلایل بیشماری بیان می شود. اما اگر نظرات مختلف مردم و کارشناسان را در کنار یکدیگر قرار دهیم شاید در قالب چهار دسته زیر قابل تقسیم بندی باشد؛

1. عده ای عدم تخصیص بودجه کافی به شهرداری و کمبود منابع مالی را عامل اصلی این مشکلات می دانند، اما آنچه مشخص است آن است که بودجه امروزی شهرداری لومار اگر چندین برابر بیشتر از گذشته نباشد یقینا کمتر از سال های دور گذشته نیست.

ولی در آن سال ها هم لومار جمعیت بیشتری داشت و هم مردم با امید بیشتری در شهر زندگی می کردند. چیزی که امروز اثری از آن نیست.

گذشته از این مورد در این سال ها هر بودجه ای که در اختیار داشته ایم نه بر اساس اولویت بندی بلکه هر جا اهرم فشاری وجود داشته بودجه را همانجا هزینه کرده ایم. در شهری که اولویت بندی وجود نداشته باشد انگار همه چیز در اولویت است ولی در واقع هیچ چیز در اولویت نیست و این معنای جز تلف کردن بودجه شهر در گوشه و کنار آن ندارد.

 اگر اینگونه نبود وضعیت این شهر اینگونه نبود و مشکلات از سر و روی آن نمی بارید؛ ساخت بلوار اصلی شهر سال های سال طول نمی کشید. کوچه های شهر و آسفالت خیابان های آن امان مردم را نمی برید.

اکثرا بودجه شهر را در جاهایی هزینه کرده ایم که در معرض دید باشد و ظاهر موضع برایمان اهمیت داشته نه نفس کار. در حالی که شهر همچون یک موجود زنده، گذشته از جسم و ظاهرش، دارای جان هم می باشد.

2. عده ای دیگر علت مشکلات شهرهای کوچک از جمله لومار را در نبود «تخصص» در شهرداری می دانند. در پاسخ به این مسئله باید گفت که این تنها مشکل شهرداری نیست متاسفانه این مشکلی است که تقریبا در بیشتر ادارات دولتی ما وجود دارد.

گذشته از این، اگر به وجود این مسئله واقف بودیم چرا در این 25سالی که از عمر شهردرای لومار می گذرد هیچگاه فکر نکردیم که فقط و فقط یک نفر با رشته تخصصی مرتبط را در شهرداری بکار بگیریم؛ ریشه این مشکل که چرا تاکنون نگذاشته ایم نیروی متخصص در شهرداری استخدام شود چنان عمیق است که برای توصیف و تحلیلش نیاز به یک کتاب صد صفحه ای است.

3. عده ای دیگر مسئله «بومی» بودن و یا نبودن مسئولان شهری را مطرح می نمایند و با احساسات ناسیونالیستی - در اکثر موراد-  سنگ نیروی های بومی را به سینه می زنند. اینکه در شهرستان ما نیروی بومی متخصص وجود داشته باشد و آن را بکار بگیرم امری بسیار پسندیده است ولی آوردن نیروی غیر بومی متخصص و کارآمد، هرگز امری ناخوشایند و ناپسند نیست. بعلاوه مگر در این شهرستان و شهرداری در سال های گذشته نیروی های بومی و یا حتی غیر بومی کارآمد وجود نداشت؟ و صدها چرا و امای دیگر.

4. برخی نیز «مهاجرت» مردم را عامل اصلی رکود در شهر لومار می دانند. حال آنکه مهاجرت که امروزه ورد زبان همه ما شده، نمی تواند «دلیل» رکود شهر لومار باشد؛ مهاجرت خود، «معلول» شرایط حاکم بر شهر است؛ بدین معنا که نباید گفت  لومار پیشرفتی نداشته چون مردمش مهاجرت می کنند؛ بلکه درست تر آن است که بگوییم؛ چرا شهر لومار در رکود قرار دارد و مردمش مجبورند که مهاجرت می کنند؟

چرا مدیران ادارات همراه خانواده هایشان نمی آیند در این شهر زدگی کنند؟ آیا اینهم به مهاجرت مردم مربوط است و یا نبود امکانات و توسعه شهری؟

غالبا آنچه امروزه بین مردم در مورد عدم پیشرفت شهر لومار شنیده می شود در این سه چهار موردی که ذکرش رفت خلاصه می شوند. اما به نظر می رسد عمق مشکل بسیار عمیق تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم.  ما سال های سال است به جای آنکه فکر خود را به آینده معطوف کنیم غرق در گذشته کرده ایم  و هر گز ندانسته ایم – یا نخواسته ایم بدانیم-  که مرز بین «سازنده» و «مخرب» بودن تفتیش گذشته، گاهی به باریکی یک تار مو است؛ در اینکه گذشته کلید درک وضعیت حال و آینده شکی نیست، اما نگاه به گذشته اگر به قصدی غیر از «عبرت آموزی» و «پندآموزی» باشد، چیزی جز به وجود همین وضعیت موجود نخواهد بود. آنچه امروز مهم است آن است که به هر حال و به هر علتی امروز لومار ما به نقطه امروزی رسیده، نقطه ای که نه جاذبه های یک شهر را دارد و نه موهبت های یک روستا را. اکنون بحث اساسی آن است که گذشته هر چه بوده گذشته «الان چه باید کرد»؟

در شهر ما دو مسئله مهم هیچ گاه مورد توجه نبوده اند؛ نخست مسئله «مردم» و دوم مسئله «زمان». به جرات می توان گفت که مسئولان شهری ما هرگز به این فکر نکرده اند که مردم کجای برنامه های توسعه هستند؟ مردم چه می خواهند؟ مردم چه می گویند؟ و ده ها سئوال دیگر. مردم ما دسته دسته در حال مهاجرت –  یا بهتر بگویم فرار- از شهر هستند ولی هیچ کس زحمت این را به خود نمی دهد که بپرسد چرا؟

مردم قبل از اینکه به پارک، جاده و آسفالت و ... نیاز داشته باشند بایستی معیشتشان تامین شود؛ هر کسی از ما اگر یک روز هزینه زندگیش از درآمدش بیشتر باشد، شک نکنید، خواه ناخواه، فکر مهاجرت به سرش خطور خواهد کرد. بدون شک در درجه اول آنچه مردم شهر لومار از آن رنج می برند نبود امکاناتی مانند پارک، خیابان و شهربازی و سالن ورزشی و ... نیست بلکه مسئله، مسئله معیشت و اقتصاد مردم است. اکنون شاید این سئوال به ذهن برسد که معیشت، شهرداری و مردم چه ربطی بهم دارند؟ شهرداری ها همان طور که خوب می دانند که با خط درشت بر در و دیوار شهر بنویسند: «شهر را شهروند می سازد»،  باید پرچمدار حل مشکلات اقتصادی و اشتغال شهروندان خود نیز باشد. این بدان معنا نیست که شهرداری الزاما باید در رفع مشکلات اشتغال و اقتصادی مردم تلاش کند اما به هر حال چه شهرداری بخواهد چه نخواهد، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، این باری است سنگین و بزرگ که بر گردن شهرداری نهاده شده؛ مدیریت شهری باید بداند اگر شهروندانش در تامین نیازهای خود ناتوان باشند یقینا شهرداری آن شهر هم از پس منابع مالی خود بر نخواهد آمد.

وانگهی در همه جای دنیا در درجه اول شهر را با جمعیتش می شناسند نه با چیزی دیگر؛ اگر شهری جمعیت شهری خود را نتواند حفظ کند، شهرداری آن نیز معنا و مفهومی نخواهد داشت و البته در حل این مشکل، هیچ کسی و هیچ نهاد، اداره و سازمان حق ندارد اذعان کند که مسائل شهر ربطی به او ندارد و از زیر بار مسئولیت بخواهد شانه خالی کند همه باید به شهرداری کمک کنند.

 نکته دوم آنکه در این شهر و شهرستان، هیچ کس نباید منتظر حوادث و اتفاقات باشد؛ همیشه گفته ایم بگذار ببینم چه می شود، هر چه پیش آید خوشاید، تا خدا چی بخواهد و  خیلی از این دست حرفها. غافل از اینکه اتفاقات سرنوشت ساز، همین امروز، نه در آسمان ها و نه در اعماق دریاها بلکه در شهر محروم لومار و توسط مسئولان و حتی مردم رقم می خورد. آن اتفاقی که همه ما می توانیم در آن نقش داشته باشیم این است که همه فارق از منافع شخصی خود با کنار گذاشتن اختلافات بیهوده و بی ثمر، دست در دست هم، فکری جز آبادانی شهر و شهرستانمان نداشته باشیم.

 در پایان لازم به ذکر است که آنچه در این یادداشت پیشنهاد می دهد هرگز به معنای آن نیست که تمام مشکلات لومار و حل آن در این چند خط خلاصه می شود، بلکه این یادداشت قبل از هر چیز تلنگری است برای بیداری وجدان ها؛ مسئولین ما خصوصا مسئولان امور شهری ما باید بدانند، امروز در نقطه تاریخی قرار دارند؛ اگر برنامه ریزی متاثر از تصمیمات آنها بر درک درستی از معضلات ریشه دار شهرمان استوار باشد، با شناخت بایدها و نبایدها که سرنوشت شهر را رقم می زنند، فضای شهری خلق خواهند کرد که شاهدی برای داوری نسل های آینده خواهد بود.

انتهای پیام/

 

 

 

نظرشما

آخرین عناوین