پربیننده ترین

کد مطلب: 13585
تاریخ انتشار : 1396-07-17 22:47
خانه اش چوبی است و در حال ریزش است. زمستان که می شود چون که همه جای سقف خانه چکه می کند، شب ها بر روی سقف خانه پلاستیک می کشد که کمتر چکه کند و از ترس اینکه خانه بر روی سر بچه ها خراب نشود بیشتر شب ها در زمستان تا صبح بالای سرشان بیدار می ماند. چون خانه اش چوبی است گاز هم برایش نمی کشند و زمستان را با سرما سر می کند.

به گزارش سیروان نوین، امروز دوشنبه هفدهمین روز از فصل پاییز است و بنا شد در خصوص قناعت گزارشی تهیه کنم. موضوعی اجتماعی که با توجه به مشکلات فراوان اقشار محروم، این روزها به اجبار هم که شده خیلی ها ناچار به رعایت آن هستند.

چند مصاحبه داخل شهر گرفتم و با خود فکر کردم بد نیست مصاحبه ای هم با روستانشینان(این جهادگران بی ادعا) هم در تکمیل گزارش داشته باشم.

به روستای دورافتاده و محروم قاضیخان سفلی در سیروان رفتم، همینطور که مشغول گرفتن مصاحبه بودم، حواسم به اطراف بود؛ مخصوصا به مردی که می خواست به سمت ما بیاید؛ مشخص بود حرف های زیادی در سینه اش حبس کرده و شاید شنیدنی های زیادی برای گفتن داشته باشد. فضا که خلوت شد خواستم برگردم و به سایر روستاها سر بزنم که صدایی مرا به خود خواند؛ آقا...برگشتم و نگاه کردم، همان مرد بود که می خواست حرفی بزند.

لب های خشکش را خیس کرد و خواست چیزی بگوید، اما غرورش اجازه نداد. به سراغش رفتم تا شاید با او حرف بزنم.

غرورش را شکست و بی مقدمه گفت: شما در مورد فقر هم گزارش می گیرید؟ گفتم بله می گیریم، مربوط به موضوع گزارش امروزم می شود.

ما را به خانه خودش هدایت کرد؛ وقتی وارد منزلش شدیم شاید ابتدا باورش برایمان سخت بود که چه مشکلات فراوانی دارد. سقف خانه چوبی است دیوارهای خانه اش جای سالم ندارند؛ تماشای سقف خانه یک سوال برای همه ما مطرح کرد آن هم اینکه زمستان را چگونه سر می کنند.

خانه اش فقر و تنگدستی از سر و رویش می بارید. در و دیوارش گلی بود و از سر تا پا ترک بر داشته بود. یک چای برای ما ریخت و شروع به درد و دل کرد و گفت: سقف خانه ام گلی است و فکر می کنم زمستان امسال دوام نمی آورد.

وی اضافه کرد: شبها با دلهره می خوابیم؛ زمستان سال گذشته دیوار خانه ریخت و با گچ آنرا ترمیم کردیم؛ زمستان که می شود چون که همه جای سقف خانه چکه می کند، بر روی سقف خانه پلاستیک می کشم که کمتر چکه کند و از ترس اینکه خانه بر روی  سر بچه هایم خراب نشود بیشتر شب ها در زمستان تا صبح بالای سرشان بیدار می مانیم. چون خانه ام چوبی است گاز هم برایمان نمی کشند و زمستان با سرما سر می کنیم.

این مرد در ادامه اظهار داشت: تابستان هم مجبوریم بیرون بخوابیم؛ آخر بیرون هم امن نیست! از ترس حشرات گزنده که نمی توان با خیال آسوده خوابید! نه مسافرت می رویم و نه خانه و زندگی مان در حدی است که در عیدها پذیرای مهمان باشیم و یا بتوانیم خانه تکانی کنیم.

وی ادامه داد: خودش و همسرش با سه فرزند، در دو اتاق، با این سقف چوبی و دیوار های کاه گلی زندگی میکنند و مجبورند غذا، خواب و پذیرایی از مهمان را در این دواتاق بگذارنند.

این پدر خانواده از همسر مریضش، هزینه بالای بیمارستان و خرید دارو و از نداشتن هزینه معالجه و درمانش گفت؛ و از دختر دم بختش که با وجود داشتن خواستگاران زیاد، با وجود سایه فقر و نداشتن جهیزیه مانع خوشبختنی و ازدواج دخترش شده است.

وی تبسمی زد و گفت: به کمک سپاه پاسداران سیروان سرویس بهداشتی برایمان ساخته شده است. خدا از آنها راضی باشد که بدون منت برایمان این کار خداپسندانه را کردند.

درد و دل های زیادی نداشت؛ خانه و زندگی اش گویای همه چیز بود؛ فقط یک درخواست داشت: خانه ام را که بسازند، بقیه مشکلات هم به فضل خدا حل می شوند.

تمام درد و دل هایش را در قاب دوربین ضبط کردیم و او هم خوشحال شد و گفت شاید خداوند مهر ما را در دل کسی بگذارد و ما را از این وضعیت غمناک در بیاورد.

از آنها خداحافظی کردیم و در حال رفتن بودیم، که دختر کوچکشان با دو عدد تخم مرغ در دست ما را صدا زد و با خنده آمد و گفت: این تخم مرغ ها مال خود خودم است، آنها را ببرید و قول بدهید کاری کنید که خانواده ام را شاد کنید.

این حرف دختر ما را تحت تاثیر قرار داد و با خود فکر کردیم کاش دستانی پیدا شود و به یاری آنها بیاید. چرا که گاهی خدا می خواهد با دست ما دست دیگر بندگانش را بگیرد.

این پدر زحمتکش و فرزندانش که در روستای قاضیخان سفلی هستند با سختی زندگی می کنند و نیازمند کمک هستند که بتوانند حداقل در همان منطقه خانه ای نوساز و سرپناهی امن داشته باشند که شبها تا صبح نگران نیش عقرب و ریزش سقف خانه نباشند.

 

پایگاه اطلاع رسانی سیروان نوین در انتهای گزارش محرومیت زدایی، آمادگی دارد برای کمک خیرین، ادارات و نهادها مشخصات و شماره حساب این خانواده را که قصد کمک به این خانواده را داشته باشد به آنها اعلام نماید.

دیدگاه‌ها

واقعاتحت تاثیر قرارگرفتم اگه مقدوره شماره حسابی اعلام کنید ،که من مقداری کمک کنم برای این خانواده شاید،بشود باکمک هم سرپناهی براشون درست کنیم

خاک بر سرمون فقط

نظرشما

آخرین عناوین